مدل یابی ساختاری رابطۀ ناگویی هیجانی و سبک های مقابله ای با میانجیگری سبک های دلبستگی در دختران نوجوان بدسرپرست

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت جام، تربت جام، ایران.

چکیده
مقدمه: نوجوانی دورۀ تغییرات عمیق و شکل گیری شخصیت برای مقابله با مسائل زندگی است. از سوی دیگر، بدسرپرستی با آسیب های متعددی همراه است و نوجوانان بدسرپرست بیشتر از سبک های مقابله ای ناکارآمد استفاده می کنند. از آنجا که ناگویی هیجانی و سبک های دلبستگی از متغیرهای مرتبط با سبک های مقابله ای هستند، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ ناگویی هیجانی با سبکهای مقابلهای با میانجیگری سبکهای دلبستگی در دختران نوجوان بدسرپرست انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود که با استفاده از روش مدل یابی علی انجام گرفت. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ دختران بدسرپرست حاضر در بهزیستی شهر مشهد در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند. از میان جامعۀ آماری، به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه، ۱۰۰ نفر به عنوان واحد پژوهش انتخاب و به سه پرسشنامۀ ناگویی هیجانی، پرسشنامۀ سبک های مقابله ای و پرسشنامۀ سبک های دلبستگی پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده های این پژوهش از شاخصهای آمار توصیفی (میانگین و واریانس) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر) استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها، از نرمافزار SPSS-22 برای محاسبات توصیفی و استنباطی پایه و از نرمافزار PLS-3 برای مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی اثر مستقیم و معناداری بر سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار(0/406 =β)، سبک مقابله‌ای مسئله‌مدار(325/-0 =β) و سبک مقابله‌ای اجتنابی(0/388=β)، داشت(0/01>p). همچنین، اثر غیرمستقیم ناگویی هیجانی بر سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار با میانجی‌گری سبک دلبستگی اجتنابی(0/201=β)، بر سبک مقابله‌ای مسئله‌مدار با میانجی‌گری سبک دلبستگی دوسوگرا (0/125 -=β) و بر سبک مقابله‌ای اجتنابی با میانجی‌گری سبک دلبستگی اجتنابی(0/300=β) معنادار بود(0/05>p). همچنین، ناگویی هیجانی بر سبک دلبستگی اجتنابی(0/545 =β)، و سبک دلبستگی دوسوگرا (0/601=β)، اثر مستقیم و معناداری داشت(0/01>P). شاخص‌های برازش مدل نیز حاکی از برازش قابل‌قبول مدل پژوهش بود (0/958= NFI و 0/07 =SRMR).
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، ناگویی هیجانی با میانجی گری سبک های دلبستگی (به ویژه سبکهای اجتنابی و دوسوگرا) بر سبک های مقابله ای دختران نوجوان بدسرپرست تأثیر می گذارد؛ به طور مشخص، ناگویی هیجانی از مسیر دلبستگی اجتنابی، سبک های مقابلۀ هیجان مدار و اجتنابی را تقویت و از مسیر دلبستگی دوسوگرا، سبک مقابلۀ مسئله مدار را تضعیف می کند. این یافته ها بر ضرورت طراحی مداخلات مبتنی بر بهبود دلبستگی و تنظیم هیجانی در این گروه تأکید دارد.

کلیدواژه‌ها