<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله دانشکده علوم پزشکی ساوه</title>
    <link>https://journal.savehums.ac.ir/</link>
    <description>مجله دانشکده علوم پزشکی ساوه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین پیامدهای باروری مولتیپل⁠اسکلروزیس با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_236613.html</link>
      <description>مقدمه: مولتیپل‌اسکلروزیس (ام اس) یک بیماری پیشرونده و مزمن سیستم اعصاب مرکزی است که می⁠‌تواند اثرات منفی بر سلامت جسمی، روانی و حتی سلامت باروری افراد داشته باشد. این بیماری اغلب در زنان سنین باروری (20 تا 40 سالگی)، زنانی که در اوج فعالیت⁠‌های باروری و جنسی خود قرار دارند بروز می⁠کند. لذا در این مطالعه، تبیین مشکلات باروری این زنان و همسران⁠شان هدف قرار داده شد.&amp;amp;nbsp;روش: این مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی در انجمن ام اس ایران انجام شد. روش نمونه⁠‌گیری در این مطالعه هدفمند و با در نظر گرفتن حداکثر تنوع بود که با توجه به اشباع داده‌⁠ها با 16 زن مبتلا به ام اس مصاحبه‌⁠های حضوری انجام گردید. مدیریت داده‌های متنی و کدهای استخراج شده با کمک نرم‌افزار &amp;amp;nbsp;MAXQDA نسخه 10 انجام شد.یافته‌⁠ها: با توجه ‌به نتایج به‌دست‌آمده، مشکلات باروری زنان مبتلا به ام اس و همسران⁠شان شامل چهار درون⁠مایه 1) رضایت زناشویی نامطلوب، 2) افول قدرت باروری، 3) چالش در انتخاب روش پیشگیری از بارداری و 4) آسیب⁠پذیری روانی اجتماعی شد.&amp;amp;nbsp;نتیجه⁠‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که زنان مبتلا به ام اس و همسران⁠شان، مشکلات عدیده‌⁠ای در حوزه سلامت باروری دارند که کارکنان و برنامه⁠‌ریزان حوزه سلامت می⁠‌توانند با ارائه مداخلات مناسب در جهت کاهش این مشکلات و بهبود کیفیت زندگی آن‌ها مؤثر باشند. &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر پیوند سلول&amp;shy;های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر نقص Nrf2 و میلین سازی مجدد در مدل دمیلیناسیون القایی با کوپریزون</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_243533.html</link>
      <description>مقدمه: Multiple Sclerosis بیماری دمیلینه کننده التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که با تظاهرات خود ایمنی همراه است. سلول&amp;amp;shy;های پیوندی با تمایز به انواع سلول&amp;amp;shy;های بافت عصبی سبب بازسازی شبکه عملکردی شده و به عنوان منبع فاکتورهای نوروتروفیک در جهت حمایت از سایر سلول&amp;amp;shy;های باقیمانده در بافت عمل می&amp;amp;shy;نمایند. در این مطالعه ضمن تأکید بر اهمیت اولیگودندروسیت&amp;amp;shy;ها در مهار یا کاهش دمیلیناسیون در مدل تجربی MS، به تأثیر سلول&amp;amp;shy;های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان پیوند شده بر میزان میلین&amp;amp;shy;سازی مجدد با تکیه بر مکانیسم Nrf2 پرداخته شده است.&#13;
روش: در این مطالعه از موش&amp;amp;shy;های نر 8 هفته&amp;amp;shy;ای C57BL/6 استفاده شد. به&amp;amp;shy;منظور القای مدل دمیلینه مزمن MS، موش&amp;amp;shy;های نژاد C57BL/6 رژیم غذایی حاوی 2/0 درصد کوپریزون به ازای هر کیلوگرم از غذا به مدت 12 هفته دریافت کردند. پیوند سلول&amp;amp;shy;های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان از طریق تزریق داخل بطنی به بطن طرفی راست موش&amp;amp;shy;ها تزریق شد. برای بررسی آسیب&amp;amp;shy;های رفتاری و میزان بهبود از تست رفتاری روتارود استفاده شد. دو هفته پس از تزریق سلول، میزان میلین&amp;amp;shy;سازی مجدد و ترمیم آکسون توسط رنگ&amp;amp;shy;آمیزی اختصاصی Luxol fast blue (LFB) مورد مطالعه قرار گرفت. میزان بیان ژن CX3CL1، TGF-&amp;amp;beta; و Nrf2 با استفاده از روش Real time PCR ارزیابی شد. در نهایت آنالیزهای آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون t-test و one way ANOVA انجام گرفت و Mean &amp;amp;plusmn;SEM برای توصیف داده&amp;amp;shy;ها استفاده شد و P&amp;amp;lt;0.05 معنی&amp;amp;shy;دار تلقی گردید.&#13;
یافته&amp;amp;shy;ها: در این مطالعه ما دریافتیم که پیوند سلول&amp;amp;shy;های بنیادی مزانشیمی باعث افزایش بیان ژن&amp;amp;shy;های TGF-&amp;amp;beta; و CX3CL1 وNrf2 همراه با بهبود عملکردی در مقایسه با سایر گروه&amp;amp;shy;ها گردید. به&amp;amp;shy;علاوه، پیوند سلولی به&amp;amp;shy;طور معنی&amp;amp;shy;داری منجر به بهبود میلین&amp;amp;shy;سازی و ترمیم آکسونی شد که توسط تصاویر LFB بررسی شد.  &#13;
نتیجه گیری: در نهایت یافته&amp;amp;shy;های حاصل از این مطالعه نشان داد که تزریق داخل بطنی سلول&amp;amp;shy;های بنیادی مزانشیمی می&amp;amp;shy;تواند روش مفیدی برای بهبود دمیلینه&amp;amp;shy;شدن مزمن در بیماری&amp;amp;shy;های تخریب&amp;amp;shy;کننده عصبی از قبیل MS باشد. زیرا از یک طرف سلول درمانی با استفاده از فاکتورهایی که توسط سلول&amp;amp;shy;های موجود در محیط کشت ترشح می&amp;amp;shy;شود سبب کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب می&amp;amp;shy;گردد و از طرف دیگر میزان میلین&amp;amp;shy;سازی و ترمیم آکسونی را افزایش می&amp;amp;shy;دهد. بنابراین پیوند سلول می&amp;amp;shy;تواند به&amp;amp;shy;عنوان یک روش مناسب برای تقویت میلین&amp;amp;shy;سازی و کاهش التهاب در بیماری&amp;amp;shy;هایی از قبیل MS در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>منابع بازنشستگی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده کیفیت زندگی: یک مطالعه‌ی مقطعی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_236727.html</link>
      <description>مقدمه: دوران بازنشستگی یکی از تحولات اساسی در چرخه زندگی است که می‌تواند بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی اثرگذار باشد. منابع بازنشستگی به‌عنوان مجموعه‌ای از دارایی‌های جسمی&amp;amp;ndash;مالی، اجتماعی و ذهنی، ظرفیت فرد را برای سازگاری با شرایط جدید تعیین می‌کنند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط منابع بازنشستگی باکیفیت زندگی بازنشستگان است.روش‌: این مطالعه مقطعی بر روی افراد بازنشسته آموزش‌وپرورش و صنعت نفت انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، نسخه سالمندان (WHOQOL-Old) &amp;amp;nbsp;و پرسش‌نامه منابع بازنشستگی گردآوری شدند. نمونه‌گیری به روش تصادفی سیستماتیک صورت گرفت. تحلیل داده‌ها با آزمون t مستقل، آنالیز واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره انجام شد.یافته‌ها: میانگین نمرات کیفیت زندگی 12&amp;amp;plusmn;88.78 و منابع بازنشستگی 12.71&amp;amp;plusmn;122.97 بود. کیفیت زندگی بازنشستگان صنعت نفت بالاتر از آموزش و پرورش بود (0.032=p). مردان نسبت به زنان کیفیت زندگی بالاتری داشتند (0.024=p). کیفیت زندگی در متاهلین به طور معناداری بالاتر بود (0.006=p). همبستگی مثبت و معناداری بین کیفیت زندگی و مجموع منابع بازنشستگی (p&amp;amp;lt;0.001, r=0.554)، منابع جسمی_مالی (p&amp;amp;lt;0.001, r=0.41)، منابع اجتماعی (p&amp;amp;lt;0.001, r=0.35)، و منابع ذهنی (p&amp;amp;lt;0.001, r=0.529)، مشاهده شد. براساس تحلیل رگرسیون چندمتغیره، زیرسازه‌های منابع بازنشستگی به طور بارزی (p&amp;amp;lt;0.001, r=0.554,F=27.77)واریانس کیفیت زندگی را تبیین و پیش‌گویی می‌کند. در این میان منابع ذهنی &amp;amp;nbsp;(&amp;amp;beta;=0.40,p&amp;amp;lt;0.001) و منابع جسمی_مالی (&amp;amp;beta;=0.21,p&amp;amp;lt;0.001) پیش‌بین‌های معنادار کیفیت زندگی بودند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها طراحی مداخلات برای ارتقای سطوح کیفیت زندگی و منابع بازنشستگی با استفاده از راهبردهای مناسب مانند توانمندسازی بازنشستگان در زمینه تاب‌آوری، معناجویی در زندگی و راهکارهای بهبود وضعیت سلامت جسمانی و اقتصادی را پیشنهاد می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین خودشفقتی، اجتناب تجربی با رفتارهای پرخطر در نوجوانان: نقش میانجی خودشناسی انسجامی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_243528.html</link>
      <description>مقدمه: نوجوانی دوره‌ای سرشار از چالش‌های هورمونی و اجتماعی است که نوجوانان را به‌سوی رفتارهای پرخطر سوق می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مستقیم و غیرمستقیم خودشفقتی و اجتناب تجربی با رفتارهای پرخطر، با نقش میانجیِ خودشناسی انسجامی، در نوجوانان ایرانی انجام شد.روش: این مطالعه از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر دوره اول متوسطه شهر زنجان بود و نمونه پژوهش را ۵۰۰ نفر تشکیل دادند که با روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتارهای پرخطر زاده‌محمدی و احمدی، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران، مقیاس کوتاه خودشفقتی راس و همکاران، و پرسشنامه اجتناب تجربی چندبعدی گامز و همکاران بودند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند.یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد بین خودشفقتی و خودشناسی انسجامی با رفتارهای پرخطر، رابطه معکوس معناداری وجود دارد (01/0&amp;amp;gt;p) و بین اجتناب تجربی و رفتارهای پرخطر، همبستگی مستقیم و معنادار مشاهده شد (01/0&amp;amp;gt;p). اجتناب تجربی بر خودشناسی انسجامی و رفتارهای پرخطر، اثر مستقیم و معنادار داشت (01/0&amp;amp;gt;p). اثر مستقیم خودشناسی انسجامی بر رفتارهای پرخطر معنادار نبود (05/0&amp;amp;lt;p). همچنین، خودشفقتی بر خودشناسی انسجامی اثر مستقیم و معنادار داشت (01/0&amp;amp;gt;p) و بر رفتارهای پرخطر، اثر معکوس و معنادار نشان داد (01/0&amp;amp;gt;p). نتایج شاخص‌های نیکویی برازش مدل نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است (001/0=SRMR، 1=NFI، 43/0=GOF).نتیجه گیری: خودشفقتی به‌عنوان یک عامل حفاظتی و اجتناب تجربی به‌عنوان یک عامل خطر مستقیم در بروز رفتارهای پرخطر نوجوانان نقش دارند؛ بااین‌حال، خودشناسی انسجامی در این نمونه، نقش میانجی معناداری ایفا نکرد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های پیشگیری مدرسه‌محور بر تقویت خودشفقتی و کاهش اجتناب تجربی تمرکز داشته باشند.کلید واژه: خودشفقتی، اجتناب تجربی، خودشناسی انسجامی، رفتارهای پرخطر، نوجوانان.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان شیوع و عوامل موثر بر مصرف سیگار در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پرشکی زاهدان با استفاده از نظریه رفتار برنامه⁠⁠‌ریزی⁠⁠‌شده در سال 1402</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_237702.html</link>
      <description>مقدمه: مصرف دخانیات به ⁠⁠⁠عنوان یکی از چالش‌های مهم سلامت عمومی، به‌ویژه در بین قشر جوان و دانشجو، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دانشجویان پزشکی به‌عنوان آینده‌سازان نظام سلامت، نه‌تنها تأثیرپذیری بالایی در برابر این رفتار دارند، بلکه نقش کلیدی در الگوسازی رفتاری سالم در جامعه ایفا می‌کنند. بااین‌وجود، مطالعات نشان می‌دهد که شیوع مصرف سیگار در میان این گروه نگران‌کننده است؛ بنابراین، این مطالعه باهدف بررسی کارایی نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده در زمینه ترک مصرف سیگار در دانشجویان رشته پزشکی انجام شد.روش: این مطالعه‌ مقطعی (توصیفی ـ تحلیلی) در میان دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در مقاطع مختلف انجام شد. نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام گرفت؛ بدین⁠صورت که ابتدا تعداد دانشجویان هر مقطع مشخص شد و سپس به‌صورت مساوی از چهار مقطع علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، استاژری و اینترنی و از هر دو جنس نمونه‌گیری صورت گرفت. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه سنجش کارایی مدل مذکور در پیش‌بینی استعمال دخانیات، با حجم نمونه ۱۵۰ نفر و به‌صورت نمونه‌گیری حضوری جمع‌آوری گردید. پرسش‌نامه شامل دو بخش سؤالات دموگرافیک و مؤلفه‌⁠های نظریه بود که پس از تأیید روایی و پایایی مورداستفاده قرار گرفت. پس از تکمیل پرسش‌نامه‌ها، ارتباط میانگین نمرات دانشجویان در هر یک از مؤلفه⁠‌ها با استعمال دخانیات بررسی شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که 35.3% از دانشجویان، مصرف کننده سیگار بودند و میانگین نمرات مؤلفه‌های نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده (شامل نگرش، هنجار ذهنی، هنجار اجتماعی، قصد رفتاری و کنترل رفتاری ادراک‌شده) بین دو گروه دانشجویان سیگاری و غیرسیگاری تفاوت معناداری نداشت. با این حال، از نظر متغیرهای دموگرافیک، تفاوت معناداری در وضعیت تأهل و مقطع تحصیلی بین دو گروه مشاهده شد.نتیجه‌⁠گیری: با توجه به یافته‌ها، به نظر می‌رسد نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده به ⁠تنهایی قادر به پیش‌بینی رفتار مصرف سیگار در بین دانشجویان پزشکی موردمطالعه نبوده است. این نتایج می‌تواند حاکی از آن باشد که عوامل پیچیده‌تر یا بافتارهای اجتماعی - فرهنگی خاصی در این زمینه نقش دارند که در چارچوب این نظریه به طور کامل اندازه‌گیری نشده‌اند؛ بنابراین، پیشنهاد می‌گردد در مداخلات آینده جهت کاهش مصرف سیگار، علاوه بر عوامل فردی موردتوجه این نظریه، به متغیرهای زمینه⁠ای و فرهنگی - اجتماعی مؤثر نیز پرداخته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه حمایت از ایمنی جامعه و تمایل به گردشگری با نقش میانجی ادراک خطر و تعدیلگر ارتباط با خطر بر اساس الگوی محرک- ارگانیسم- پاسخ</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_243520.html</link>
      <description>مقدمه: همه‌گیری بیماری‌های عفونی مانند کووید-۱۹، صنعت گردشگری را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، بررسی تأثیر حمایت از ایمنی جامعه بر تمایل به گردشگری با در نظرگیری نقش میانجی ادراک خطر و نقش تعدیل گری ارتباط با خطر، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا زمینه‌ساز تدوین راهکارهای عملی برای احیای این صنعت گردد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حمایت از ایمنی جامعه و تمایل به گردشگری با توجه به نقش میانجی ادراک خطر و نقش تعدیلگر ارتباط با خطر، بر اساس الگوی محرک-ارگانیسم-پاسخ و با بهره‌گیری از تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ است.&#13;
روش: این مطالعه از نوع پژوهش‌های پیمایشی-کاربردی است. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از 266 نفر از افرادی که تجربه مواجهه با همه‌گیری کووید-۱۹ را داشتند، در زمستان 1401 جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها و آزمون دو فرضیه اصلی پژوهش، از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با به کارگیری نرم‌افزار Smart PLS نسخه 3.2.1 استفاده گردید. همچنین، پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در نرم‌افزار SPSS مورد سنجش قرار گرفت. ابزار پژوهش شامل چهار پرسشنامه استاندارد بود، پرسشنامه حمایت از ایمنی جامعه (7 گویه)، ادراک خطر (4 گویه)، ارتباط با خطر (4 گویه) و تمایل به گردشگری (3 گویه).&#13;
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که ادراک خطر نقش میانجی معناداری در رابطه بین حمایت از ایمنی جامعه و تمایل به گردشگری ایفا می‌کند؛ به این معنا که حمایت از ایمنی جامعه از طریق کاهش ادراک خطر، موجب افزایش تمایل به گردشگری می‌شود. همچنین، نتایج نشان داد که ارتباط با خطر به عنوان متغیر تعدیل‌گر، این رابطه را به شکل مثبت و معناداری تقویت می‌کند.&#13;
نتیجه‌گیری: به نظر می رسد تقویت حمایت از ایمنی جامعه و مدیریت اثربخش ادراک خطر از طریق ارتباطات شفاف و هدفمند، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش تمایل به گردشگری در دوران بحران‌های سلامت عمومی ایفا کند. این نتایج بر ضرورت طراحی و اجرای استراتژی‌های هوشمندانه ارتباط با خطر برای کاهش تأثیرات منفی بحران‌ها بر صنعت گردشگری تأکید می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر میزان رضایت‌مندی بیماران دیابتی مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان در سال 1403</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_237658.html</link>
      <description>مقدمه: مراکز جامع سلامت به‌عنوان مهم‌ترین سازمان ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی باید مورد ارزشـیابی قرار گیرند. مهم‌ترین بعـد ایـن ارزشیابی، ارزشیابی از نظر &amp;amp;nbsp;مراجعه‌کنندگان و میزان رضایت آنها از دریافت خدمات است. این مطالعه باهدف تعیین عوامل مؤثر بر رضایت بیماران مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان انجام شده است.&amp;amp;nbsp;روش کار: مطالعه مقطعی به‌صورت توصیفی تحلیلی بر روی 185 بیمار دیابتی مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان سال 1403 انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته رضایت بیماران بود. . از نرم افزار 26 SPSS &amp;amp;nbsp;استفاده گردید. آنالیز داده ها با استفاده از ازمون &amp;amp;nbsp;آنالیز واریانس و تی مستقل انجام شد. سطح معنی داری p&amp;amp;lt;0.05 در نظر گرفته شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که &amp;amp;nbsp;بیشترین درصد بیمـاران در گـروه سـنی 46-18 سـال و کمترین درصد در گـروه سـنی 65 سـال و بالاتر قرار داشـتند. ارتباط آمـاری معنـاداری بـین متغیرهـای جـنس و تحصـیلات با میـزان رضایت بیماران سرپایی وجود داشت. همچنین، بـین تعداد دفعات مراجعـه بـه مراکز و اشتغال و نوع بیمه و تأهل و میزان رضـایت بیمـاران ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد.نتیجه‌گیری: باتوجه‌به اهمیت موضوع رضایت بیمار از دریافت خدمات، نتایج این مطالعه می‌تواند سیاست‌گذاران نظام سلامت را در راستای مشـخص نمودن ضعف‌ها و نارسایی‌ها، شناخت نقاط قوت و فرصت‌های موجود در ارائه خدمات بهداشتی یاری نماید.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر گراند راند بر ارتقا خودکارآمدی و آمادگی حرفه‌ای درک شده دانشجویان پرستاری: یک مطالعه نیمه‌تجربی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_244096.html</link>
      <description>مقدمه: آموزش بالینی نقش مهمی در توانمندسازی دانشجویان پرستاری دارد. گراند راند، به‌عنوان یک روش آموزشی مبتنی بر شواهد، می‌تواند خودکارآمدی و آمادگی حرفه‌ای دانشجویان را افزایش دهد. هدف مطالعه بررسی تأثیر گراند راند بر خودکارآمدی بالینی و آمادگی حرفه‌ای دانشجویان پرستاری بود.روش: این مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون یک‌گروهی در سال ۱۴۰۳ انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل تمام دانشجویان کارشناسی پرستاری ترم ۷ بودند که دوره کارآموزی در عرصه را در بخش‌های مراقبت ویژه و داخلی- جراحی بیمارستان شهید صدوقی یزد می‌گذراندند (۴۷ نفر). مداخله شامل شش جلسه گراند راند ساختاریافته با ارائه موارد پیچیده و بحث گروهی بود. خودکارآمدی بالینی و آمادگی حرفه‌ای با پرسشنامه‌های استاندارد قبل و بعد از مداخله سنجیده شد. تحلیل داده‌ها با SPSS نسخه ۲۲ و آزمون‌های ویلکاکسون، من ویتنی و اسپیرمن انجام شد.یافته ها: میانگین سن شرکت‌کنندگان 1/11 &amp;amp;plusmn; 21/87 سال بود؛ ۶۶ درصد شرکت کنندگان زن و 78/7 درصد غیر شاغل بودند. پس از اجرای گراند راند آموزشی، نتایج نشان داد که میانه نمره خودکارآمدی بالینی دانشجویان از 74 (60&amp;amp;ndash;82) قبل از مداخله به 88 (74&amp;amp;ndash;91) پس از مداخله افزایش یافت (0/001 = P) همچنین میانه نمره آمادگی حرفه‌ای از 35 (28&amp;amp;ndash;45) قبل از مداخله به 45 (38&amp;amp;ndash;56) پس از مداخله افزایش معنی‌داری نشان داد (0/004= P) سن با هیچ ‌یک از متغیرها رابطه معنی‌داری نداشت (0/05˂P)، اما خودکارآمدی و آمادگی حرفه‌ای در مردان و افراد شاغل بالاتر بود(05/0˂P) همبستگی قوی و مثبت بین خودکارآمدی بالینی و آمادگی حرفه‌ای مشاهده شد، که نشان‌دهنده تأثیر گراند راند در ارتقا هر دو متغیر است (001˂P و 0/843= r).نتیجه گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که اجرای گراند راند آموزشی با بهبود خودکارآمدی و آمادگی حرفه‌ای دانشجویان همراه بوده است و می‌تواند به عنوان روشی آموزشی در برنامه‌های آموزش بالینی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارایی فتوکاتالیست نیمه‌رسانای BiVO4 در حذف آلاینده 2,4-دی‌نیتروتولوئن از محیط‌های آبی تحت تابش نور مرئی: بهینه‌سازی پارامترهای فرآیندی با استفاده از روش سطح پاسخ مبتنی بر طراحی مرکب مرکزی و تحلیل سینتیک واکنش</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_236872.html</link>
      <description>مقدمه: آلودگی منابع آبی با ترکیبات نیتروآروماتیک ازجمله دی‌نیتروتولوئن‌ها (DNTs) به‌ویژه ایزومر 2,4-DNT به دلیل کاربرد گسترده آن‌ها در صنایع نظامی و شیمیایی، به یکی از چالش‌های مهم زیست‌محیطی تبدیل شده است. این ترکیبات به علت سمیت بالا، خاصیت جهش‌زایی و پایداری شیمیایی، مقاومت زیادی در برابر تجزیه بیولوژیکی داشته و تمایل به تجمع در محیط‌های آبی دارند؛ لذا توسعه روش‌های مؤثر برای حذف آن‌ها از آب ضروری است.روش: در این مطالعه آزمایشگاهی، فتوکاتالیست نیمه‌رسانای BiVO₄ به روش ترسیب همگن سنتز شد و کارایی آن در حذف 2,4-DNT تحت تابش نور مرئی مورد بررسی قرار گرفت. به‌منظور شناسایی ویژگی‌های ساختاری، مورفولوژیکی و نوری کاتالیست، از آنالیزهای XRD(X-ray Diffraction)، FE-SEM(Field Emission Scanning Electron Microscope)، UV-Vis DRS (Ultraviolet-Visible Diffuse Reflectance Spectroscopy) و EDS (Energy-Dispersive Spectroscopy) استفاده شد. بهینه‌سازی پارامترهای عملیاتی شامل pH، غلظت اولیه آلاینده، دوز کاتالیست و زمان واکنش با بهره‌گیری از روش سطح پاسخ (RSM) و طراحی مرکب مرکزی (CCD) انجام گرفت. همچنین، مطالعات سینتیکی و ارزیابی پایداری کاتالیست در چرخه‌های متوالی صورت پذیرفت.یافته‌ها: نتایج بهینه‌سازی نشان داد که در شرایط pH برابر با 6.63، غلظت اولیه 2,4-DNT معادل 0.44mg/L ، دوز کاتالیست g/L &amp;amp;nbsp;0.509 و زمان واکنش 105 دقیقه، بیشینه بازده حذف برابر با 87.31% حاصل می‌شود. بررسی سینتیکی بیانگر تبعیت فرآیند فتوکاتالیستی از مدل شبه درجه اول با ضریب همبستگی بالاتر از 0.98 بود. همچنین، نتایج آزمون پایداری نشان داد که بازده حذف کاتالیست پس از سه چرخه متوالی تنها کاهش جزئی از 78% به 73% داشته است.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، فتوکاتالیست BiVO₄ عملکرد مناسبی در حذف 2,4-DNT تحت تابش نور مرئی از خود نشان داد و از پایداری و قابلیت استفاده مجدد قابل قبولی برخوردار بود. بنابراین، این کاتالیست می‌تواند به‌عنوان یک گزینه کارآمد در فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته برای حذف آلاینده‌های نیتروآروماتیک از محیط‌های آبی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه (DWI) تصویربرداری با وزن دیفیوژنی و (CE-SWI) تصویربرداری با وزن پذیرفتاری مغناطیسی در تشخیص پلاک‌های فعال مولتیپل اسکلروزیس</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_244310.html</link>
      <description>مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را درگیر می‌کند. MRI نقش مهمی در تشخیص زودهنگام، برنامه‌ریزی درمان و پیش‌بینی روند بیماری دارد. هدف این مقاله مقایسه تصویربرداری انتشاروزنی و تصویربرداری حساسیت‌وزنی با ماده کنتراست در تشخیص پلاک‌های فعال MS است.روش: ۴۹ بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شامل ۳۲ زن و ۱۷ مرد با میانگین سنی۶&amp;amp;plusmn; ۲۸  سال با استفاده از دستگاه MRI ۱.۵ تسلا مورد بررسی قرار گرفتند. پروتکل مطالعه توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی با کد IR.SSU.REC.1403.108 تأیید شد. تصاویر با توالی‌های حساسیت‌وزنی با ماده کنتراست و انتشاروزنی تهیه شد و پلاک‌های فعال شناسایی‌شده در هر دو روش ثبت و تحلیل گردید.&#13;
یافته ها: در مجموع ۱۶۹ ضایعه مشاهده شد. تصویربرداری حساسیت‌وزنی با ماده کنتراست، ۸۷ پلاک فعال معادل ۵۱.۴ درصد را شناسایی کرد، در حالی که تصویربرداری انتشاروزنی ۸۲ پلاک فعال معادل ۴۸.۵ درصد را نشان داد. ضریب کاپای کوهن، توافق متوسط بین دو روش را تأیید کرد (کاپا = ۰.۳۸، ۰.۰۰۱ p&amp;amp;lt;) .نتیجه‌گیری: توالی‌های تصویربرداری حساسیت‌وزنی با ماده کنتراست و انتشاروزنی، عملکردی قابل مقایسه در شناسایی پلاک‌های فعال MS نشان دادند. تصویربرداری حساسیت‌وزنی با ماده کنتراست اطلاعات بیشتری درباره درگیری عروقی و رسوب آهن ارائه می‌دهد و در کنار تصویربرداری انتشاروزنی، نقش تکمیلی در ارزیابی بالینی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه عملکرد حذف آلایندة آروماتیک هوا با کاتالیست‌های &amp;alpha;-Fe2O3 و g-C3N4 با استفاده از روش سطح پاسخ مبتنی بر طرح مرکب مرکزی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_238945.html</link>
      <description>مقدمه: ترکیبات آلی فرار به‌عنوان مهم‌ترین و متنوع‌ترین آلاینده‌های گازی هوا، می‌توانند منجر به مشکلات متعدد بهداشتی و زیست‌محیطی گردند، بنابراین کنترل انتشار آن‌ها از هوای محیط‌های کاری، امری مهم و ضروری است. فناوری اکسیداسیون فتوکاتالیستی به دلیل قابلیت تبدیل آلاینده‌ها به ترکیبات کم‌خطرتر در حضور نور، در سال‌های اخیر مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، مقایسه عملکرد تخریب تولوئن هوا توسط فتوکاتالیست g-C3N4 &amp;amp;nbsp;و &amp;amp;alpha;-Fe2O3 تحت نور مرئی بوده است.روش: فتوکاتالیست g-C3N4 و &amp;amp;alpha;-Fe2O3 سنتز و راندمان حذف فوتوکاتالیستی تولوئن توسط آن‌&amp;amp;zwj;ها در نور مرئی مورد بررسی قرار گرفت. کاتالیزورها با استفاده از تکنیک‌های FTIR، XRD، FE-SEM، EDX آنالیز شدند. اثرات غلظت تولوئن ورودی، سرعت جریان هوا، رطوبت نسبی و بر همکنش‌‌های آن‌ها بر راندمان حذف تولوئن با استفاده از روش طراحی مرکب مرکزی بررسی شد.یافته‌ها: میزان راندمان حذف تولوئن برای &amp;amp;alpha;-Fe2O3 حدود 25.5 درصد و برای&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;19g-C3N4درصد بدست آمد که راندمان بهتر &amp;amp;alpha;-Fe2O3 را می‌توان به باند گپ باریک‌تر و ساختار لوله‌ای آن نسبت داد. غلظت اولیه تولوئن بیشترین و رطوبت نسبی کمترین تأثیر را بر راندمان حذف فتوکاتالیستی داشت.نتیجه⁠ گیری: کاتالیست &amp;amp;alpha;-Fe2O3 راندمان نسبتاً بهتری نسبت به g-C3N4 داشت. باتوجه‌به اینکه هر دو کاتالیست دارای مزایای قابل‌توجهی همچون عدم سمیت، سنتز آسان، دسترسی و قیمت پایین هستند، می‌توان از آن‌ها در محیط‌های واقعی برای غلظت‌های کم آلاینده‌های فرار استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوع و بررسی مقاومت دارویی باکتری‌های ایزوله شده از عفونت زخم در بیمارستان امام خمینی اردبیل</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_244377.html</link>
      <description>مقدمه: در سال‌های اخیر، افزایش شیوع باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک به‌ویژه در بیمارستان‌ها، به یک چالش جدی تبدیل شده است. مقاومت‌های دارویی در پاتوژن‌های عامل عفونت‌های زخم، باعث افزایش طول بستری و عوارض شدید در بیماران می‌شوند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و الگوی مقاومت دارویی باکتری‌های عامل عفونت‌های زخم بیماران بستری انجام شد.روش: نمونه‌های مربوط به زخم با استفاده از سواب استریل از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی اردبیل جمع‌آوری شد. نمونه‌های بیماران روی محیط‌های بلاد آگار و مک‌کانکی آگار کشت داده شدند و سپس با استفاده از رنگ‌آمیزی گرم و آزمایش‌های بیوشیمیایی استاندارد شناسایی گردیدند. آزمون حساسیت آنتی‌بیوتیکی با روش دیسک دیفیوژن آگار و مطابق با جدیدترین دستورالعمل‌های مؤسسه استانداردهای بالینی و آزمایشگاهی (CLSI) انجام شد.یافته ها: بیشترین فراوانی مربوط به کلبسیلا پنومونیه (5/%25) بود. در نمونه‌های زخم سوختگی، سودوموناس آئروژینوزا و در نمونه‌های آسیت، اشرشیاکلی بیشترین فراوانی را داشتند. باکتری استافیلوکوکوس اورئوس بیشترین مقاومت را نسبت به پنی‌سیلین (%100) نشان داد. در میان باکتری‌های استافیلوکوکوس، کواگولاز منفی نیز بیشترین مقاومت نسبت به پنی‌سیلین (%100) و حساسیت کامل نسبت به سفپیم مشاهده شد. باکتری کلبسیلا پنومونیه مقاومت کامل نسبت به آمپی‌سیلین (%100) داشت. گونه‌های اشرشیاکلی مقاومت بالایی نسبت به آمپی‌سیلین (3/%93) داشتند. آسنیتوباکتر بومانی، مقاومت صددرصدی نسبت به سفالوسپورین‌های نسل اول و دوم داشت. باکتری انتروباکتر آئروژنز در برابر بیشتر آنتی‌بیوتیک‌ها از جمله ایمی‌پنم، مروپنم، سفپیم و سیپروفلوکساسین حساسیت کامل نشان داد و تنها در برابر داکسی‌سایکلین مقاومت %100 داشت. گونه‌های انتروکوکوس فکالیس نیز مقاومت بالایی نسبت به داکسی‌سایکلین داشتند. در نهایت، باکتری پروتئوس میرابیلیس مقاومت کامل نسبت به سفوکسیتین، سفوتاکسیم، سیپروفلوکساسین، سفازولین و آمپی‌سیلین نشان داد. بیشترین فراوانی سویه‌های مقاوم به چند دارو(MDR) در گونه‌های آسنیتوباکتر بومانی (100%) و کلبسیلا پنومونیه (1/79%) مشاهده شد.نتیجه گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که کلبسیلا پنومونیه و آسینتوباکتر بومانی از شایع‌ترین عوامل باکتریایی جداشده بوده و سطح بالایی از مقاومت آنتی‌بیوتیکی را نشان دادند که بیانگر شیوع سویه‌های چنددارویی مقاوم است. این نتایج بر اهمیت پایش مستمر الگوهای مقاومت میکروبی، اجرای دقیق برنامه‌های کنترل عفونت و مصرف منطقی آنتی‌بیوتیک‌ها تأکید دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش رسانه‌های دیجیتال محلی در بازتاب چالش‌های مدیریت پسماند شهری در شهر ساوه</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_238948.html</link>
      <description>مقدمه: &amp;amp;nbsp;رسانه‌های دیجیتال محلی به‌عنوان بستری مؤثر برای بازتاب نگرانی‌های شهروندان و شکل‌گیری ادراک عمومی، نقش مهمی در برجسته‌سازی مسائل مرتبط با مدیریت پسماند شهری و بهداشت محیط ایفا می‌کنند. مطالعه حاضر باهدف تحلیل نقش رسانه‌های دیجیتال محلی در بازتاب چالش‌های مدیریت پسماند شهری و پیامدهای بهداشتی آن در شهر ساوه انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی کیفی است که با استفاده از روش تحلیل محتوای رسانه‌ای انجام شد. محتوای منتشر شده با موضوعات مرتبط با مدیریت پسماند شهری، به‌صورت هدفمند گردآوری شد. داده‌ها پس از غربالگری، در دو مرحله تحلیل توصیفی و تحلیل تفسیری مورد بررسی قرار گرفتند.یافته‌ها: تحلیل محتوا نشان داد که محورهای غالب رسانه‌ای شامل انباشت و پراکندگی نامناسب پسماند، پیامدهای بهداشتی و زیست‌محیطی، و عملکرد خدمات شهری در جمع‌آوری پسماند است. برداشت عمومی بازتاب یافته در رسانه‌ها عمدتاً انتقادی اما مطالبه محور بود و بر کاستی‌های مدیریتی و مخاطرات بهداشت محیط تأکید داشت. در کنار آن، بخشی از محتوا به بازتاب اقدامات اصلاحی و برنامه‌های بهبود مدیریت شهری اختصاص‌یافته بود.نتیجه ⁠گیری: رسانه‌های دیجیتال محلی در شهر ساوه نقشی دوگانه در نقد کاستی‌ها و اطلاع‌رسانی درباره اقدامات مثبت مدیریت پسماند ایفا می‌کنند و می‌توانند به‌عنوان منبعی مکمل برای شناسایی نگرانی‌های سلامت‌محور و ارتقای ارتباط میان مدیریت شهری و جامعه محلی مورداستفاده قرار گیرند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط مصرف انواع نان های رایج با شانس ابتلا به چاقی در جمعیت سالمندان شهر مراغه درسال1403: یک مطالعه مقطعی-تحلیلی</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_244380.html</link>
      <description>مقدمه: چاقی)با تعریف شاخص توده بدنی &amp;amp;ge;  kg/m&amp;amp;sup2;30 (در سالمندان با افزایش خطر بیماری‌های مزمن، کاهش کیفیت زندگی و بار اقتصادی قابل توجهی همراه است. از آنجا که نان به عنوان قوت غالب و منبع اصلی کربوهیدرات در رژیم غذایی ایرانیان نقش کلیدی دارد، بررسی ارتباط آن با چاقی در این گروه آسیب‌پذیر ضروری به نظر می‌رسد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مصرف انواع نان‌های رایج (سنگک، بربری، لواش و باگت) با شانس ابتلا به چاقی در سالمندان انجام شد.&#13;
روش: مطالعه مقطعی- تحلیلی حاضر در بازه زمانی شهریور تا بهمن ماه سال 1403  در مراکز مراقبت های اولیه بهداشتی شهر مراغه انجام گرفت. در این مطالعه 368 فرد سالمند ساکن مراغه با میانگین سنی 21/6 &amp;amp;plusmn; 11/67  سال شرکت کردند. برای تمامی سالمندان شرکت کننده در مطالعه شاخص های تن سنجی، دموگرافیک، دریافت غذایی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و فعالیت بدنی مورد ارزیابی قرار گرفت. از مدل آماری رگرسیون لجستیک برای ارزیابی ارتباط میزان مصرف انواع نان با شانس ابتلا به چاقی در سالمندان استفاده گردید.&#13;
یافته‌ها: در مدل خام، مصرف بالای نان سنگک با افزایش شانس ابتلا به چاقی همراه بود (35/0P= ، 03/2 (OR: اما پس از کنترل مخدوشگرها این ارتباط از بین رفت. در مدل کنترل‌شده (برای سطح تحصیلات، کربوهیدرات مصرفی، فیبر مصرفی )، مصرف نان لواش در سهک دوم ( 046/0P= ، 52/0 (OR: و سهک سوم (001/0P&amp;amp;lt; ، 73/0 (OR:  با کاهش شانس ابتلا به چاقی ارتباط معنا‌دار داشت. برای نان بربری و باگت، در هیچ یک از مدل‌ها ارتباط معناداری مشاهده نشد (05/0 P&amp;amp;gt;).&#13;
نتیجه‌گیری:  نتایج بدست آمده نشان می دهد الگوی  مصرف نان در سالمندان می تواند با شانس ابتلا به چاقی مرتبط باشد. این نتایج پیشنهاد می کند که مصرف نان لواش (به ویژه در سطوح مصرف متوسط)، ممکن است ارتباط معکوسی با شانس ابتلا به چاقی در سالمندان داشته باشد. در حالی که برای نان سنگک، بربری و باگت، در مدل تعدیل شده ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج این مطالعه پیشنهاد می کند که حجم مصرف و چگالی انرژی درشت‌مغذی‌ها عوامل تعیین‌کننده‌تری نسبت به نوع آرد هستند. انجام مطالعات بیشتر برای تأیید این یافته‌ها ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر کاربردهای بالقوه هوش مصنوعی در بخش اورژانس</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_236756.html</link>
      <description>مقدمه: در سال‌های اخیر استفاده از تکنولوژی‌های جدیدی نظیر هوش مصنوعی در بالین بسیار موردتوجه بوده است. هوش مصنوعی می‌تواند در تشخیص، مانیتورینگ، تعیین پیش‌آگهی و پیگیری‌های پس از ترخیص بیماران و مراجعین به بیمارستان نقشی مؤثر ایفا کند؛ لذا در مرور حاضر به کاربردهای بالقوه هوش مصنوعی در بیماران مراجعه‌کننده به بخش اورژانس پرداختیم.روش: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری است. بدین منظور جستجو در منابع اطلاعاتی PubMed، Sciencedirect، SID و Scopus. در بازه زمانی 2018 تا 2025 انجام شد. با استفاده از عبارات جستجوی که برای هر پایگاه داده مناسب بود، جستجو انجام شد. در این بررسی مطالعات انجام شده پس از ارزیابی اولیه غربال شدند و مطالعات مشابه جداشده و مورد بررسی قرار گرفتند. معیارهای ورود به مطالعه شامل: مطالعات تجربی، کارآزمایی‌های بالینی و پژوهش‌های منتشرشده در مجلات معتبر، انتشار بین سال‌های 2018 تا 2025، تمرکز مستقیم بر کاربردهای هوش مصنوعی در اورژانس یا موضوعات مرتبط با کلیدواژه‌ها بود و &amp;amp;nbsp;معیارهای خروج شامل: مقالات مروری، سرمقاله‌ها، نامه‌ها، خبرنامه‌ها و ادبیات خاکستری و نشریات غیر معتبر، مطالعات قدیمی‌تر از سال 2018 و مقالات فاقد ارتباط مستقیم با موضوع یا فاقد داده‌های کافی بود. &amp;amp;nbsp;نتایج جمع بندی و بصورت کیفی ارائه شدند. در نهایت 60 مقاله در شش محور اصلی طبقه‌بندی و بررسی شدند.یافته‌ها: می‌توان گفت که هوش مصنوعی پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت مراقبت‌های بهداشتی در اورژانس دارد. هوش مصنوعی می‌تواند در فعالیت‌های مهم و حیاتی اورژانس مانند تریاژ بیماران، مشارکت در فرایندهای تشخیصی و درمانی شخصی‌سازی‌شده افراد مراجعه‌کننده به اورژانس، در طبقه‌بندی و ارزیابی بیماران، تفسیر عکس‌های رادیولوژی و بررسی پیش‌آگهی بیماران نقشی مؤثر ایفا کند.نتیجه‌گیری: بهره‌گیری از هوش مصنوعی می‌تواند تحولات چشمگیری در این حوزه ایجاد کند. هوش مصنوعی پتانسیل این را دارد که با تحلیل داده‌های بالینی، تصاویر پزشکی و سایر اطلاعات بیمار، به تشخیص سریع‌تر و دقیق‌تر بیماری کمک کند. از طرفی هوش مصنوعی می‌تواند باتوجه‌به ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر بیمار، بهترین گزینه‌های درمانی را ارائه دهد و در نتیجه، اثربخشی &amp;amp;nbsp;مداخلات درمانی را افزایش دهد و همچنین می‌تواند زمینه کاهش برخی از خطاهای انسانی در تشخیص و درمان را فراهم سازد. با این فناوری می‌توان در وقت و منابع موجود در اورژانس صرفه‌جویی کرد که منجر به بهبود جریان کاری می‌گردد. این فناوری با نظارت مداوم بر وضعیت بیماران منجر به ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادغام یادگیری مبتنی بر مورد (CBL) با سناریوهای بالینی مرحله ای در مهارت های بالینی دانشجویان پرستاری</title>
      <link>https://journal.savehums.ac.ir/article_243516.html</link>
      <description>یادگیری مبتنی بر مورد یکی از رویکردهای نوین آموزشی است که در قرن بیستم در دانشگاه هاروارد بنیان نهاده شد. این روش، بر حل یک مسئله بالینی متمرکز است که در جریان آن، دانشجویان نیازهای یادگیری خود را شناسایی می‌کنند، به جست‌وجوی علمی می‌پردازند، و آموخته‌های نظری خود را در بستر واقعی بالینی به کار می‌گیرند. یادگیری مبتنی بر مورد، با ایجاد فضای مشارکتی و چالش‌برانگیز، دانشجویان را به تفکر فعال و حل مسئله دعوت می‌کند. هنگامی که این روش با سناریوهای بازشونده تلفیق می شود (که طی آن وضعیت بالینی بیمار به صورت تدریجی و مرحله‌به‌مرحله آشکار می گردد) دانشجویان در معرض داده‌های بالینی متغیر و پویا قرار می‌گیرند و ناگزیرند ارزیابی‌ها و تصمیمات خود را در طول زمان بازبینی و اصلاح کنند. این رویکرد، بازتابی واقعی از آن چیزی است که پرستاران در مراقبت بالینی تجربه می‌کنند، جایی که اطلاعات کامل و قطعی از ابتدا در دسترس نیست.مرور مطالعات نشان داده است که استفاده از سناریوهای بازشونده در آموزش دانشجویان پرستاری می تواند اثرات مثبتی از جمله افزایش قابل توجه یادگیری خود‌هدایت‌شده، ارتقای مهارت کار تیمی، بهبود تفکر انتقادی و افزایش خود‌کارآمدی تحصیلی، افزایش اعتماد به نفس حرفه ای در دانشجویان پرستاری داشته باشد. از این‌رو، تأکید بر ارزش آموزشی و کاربردی ادغام یادگیری مبتنی بر مورد (CBL) با سناریوهای بالینی بازشونده در آموزش پرستاری بیش از پیش می باشد.یادگیری مبتنی بر مورد، با ایجاد فضای مشارکتی و چالش‌برانگیز، دانشجویان را به تفکر فعال و حل مسئله دعوت می‌کند. هنگامی که این روش با سناریوهای بالینی مرحله ای تلفیق می شود، دانشجویان با داده های متغیر و پویا بالینی مواجه می گردند. در این سناریوها دانشجویان باید به طور مداوم ارزیابی های خود را بازبینی و تصمیم گیری خود را متناسب با شرایط جدید اصلاح کنند. در واقع این شیوه ی آموزشی بازتابی واقعی از موقعیت های بالینی پرستاری است، جایی که اطلاعات کامل و قطعی از همان ابتدا در دسترس نبوده و تصمیم‌گیری نیازمند تفسیر مداوم داده‌ها و تطبیق با شرایط متغیر و مبهم بالینی است. مرور مطالعات نشان داده است که استفاده از سناریوهای بالینی مرحله ای در آموزش دانشجویان پرستاری می تواند اثرات مثبتی از جمله افزایش قابل توجه یادگیری خود‌هدایت‌شده، ارتقای مهارت کار تیمی، بهبود تفکر انتقادی و افزایش خود‌کارآمدی تحصیلی افزایش اعتماد به نفس حرفه ای در دانشجویان پرستاری داشته باشد.در دنیای پویا و پیچیده امروز مراقبت‌های سلامت، پرورش مهارت تصمیم‌گیری بالینی و تفکر انتقادی در دانشجویان پرستاری بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. روش‌های سنتی آموزش، هرچند پایه‌ای و ضروری‌اند، اما اغلب نمی‌توانند به‌تنهایی دانشجویان را برای پیچیدگی‌های مراقبت واقعی از بیمار آماده سازند. از این‌رو، تأکید بر ارزش آموزشی و کاربردی ادغام یادگیری مبتنی بر مورد (CBL) با سناریوهای بالینی مرحله ای در آموزش پرستاری بیش از پیش می باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
